قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى

278

ارشاد الزراعه ( فارسى )

بدرب خانه آمده پر ميزنند ديگر بعضى شانه‌ها كه جاى عسل است آنچه تازه است سفيد است و آنچه كهنه است سياه رنگ است سفيد را از آنجا برداشته بخانهء نو گذارند كه بدان انس مىگيرند بعد از آن سر خانه را مضبوط نمايند ديگر از پانزدهم حمل تا آخر ثور جوانه مىدهند و در پانزدهم شاه‌بچه كه مىدهند تخمينا دوازده هزار كليز مىباشد چون بهار خوب شده باشد چنانچه گل بسيار باشد شاه‌بچهء ديگر در ثور مىدهند و جوانهء دوم كه به دوهرا مشهور است جهت آن مىدهند كه دو زمستان نيز ذخيرهء كلى داشته‌اند و اگر سه هرا دهند عاجز خواهند بود مناسب آنست كه پادشاه ايشان را ضايع نموده بقيهء كليزان را در ميان مادران ايشان ريزند و اگر خواهند در خانهء كهنهء ديگر كه موم داشته باشد مع پادشاه ايشان را جا دهند كه بدان انس مىگيرند و از زمستان بيرون آمده عسل نيز مىدهند و نشانى محل جوانه پرانيدن يكى آنست كه صداى غير معهود مسموع مىشود و ديگر جمع شدن كليزان كهنه و جوانه است بدرب خانه و ديگر بيرون انداختن غلاف از اندرون خانه و هرروزه از چاشت تا نيم روز گرم منتظر باشند كه محل پرانيدن جوانه است اگر چنانچه بلوك جوانه هوا نموده بلند شوند خاك خشك را گرده نموده بجانب آسمان پاشند كه فرود آمده بر درخت يا ديوار نشينند و بعد از آن كدو نزديك ايشان آورده و اگر بر شاخهء درخت نشينند شاخه را بر كدو افشانيده بر شاخه دود نمايند كه ديگر بر شاخه ننشينند و اگر بر ديوار نشينند نيز دود نموده به چوب يا قاشق آهسته فراهم آورده دفعه‌دفعه در كدو ريزند و چون دو جوانه از دو خانه بيرون آمده بر يك‌جا نشينند كيفيت جدا كردن و گرفتن آنست كه آب در دهان كرده بر ايشان پاشند و پادشاه هريك را گرفته در ماشورهء نى نموده و سر آن را مضبوط نمايند چون كليزان بپادشاه خود انس تمام دارند هر بلوك جوانه بر گرد پادشاه خود مىآيند و اگر يك پادشاه را پيدا ساخته گيرند احتياج پيدا ساختن پادشاه ديگر نيست باندك دودى كليزان ايشان از هم جدا مىشوند و بعد از آن هريك را بكدوئى درآورند و كدو را بر زمين نهاده خاطر محلى جمع نمايند كه دربانان محل خود ايستاده باشند بعد از آن سر كدو را